پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل

از آنکه خانه حق می‌شود شکست چو دل

همیشه لازمه زندگی‌ست کوشش و کار

به دهر بهره ز هستی نمی‌برد کاهل

کمال و فضل ز علم است و معرفت ای دوست

کسی کمال و فضیلت نخواهد از جاهل

درخت خشک ز سعی و عمل ثمر ندهد

مکن تلاش و حذر کن ز سعی بی‌حاصل

شود همیشه چو مرآت مقتبس از شمس

اگر غبار کدورت ز دل شود زایل

اگر به قدرت خود پی برد دمی انسان

زند چو بحر خروشنده موج بر ساحل

شوی مقرب درگاه کبریا وحدت

اگر که پاک شود لوحه دلت از غل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴ما سال‌ها مجاور میخانه بوده‌ایم
  2. شمارهٔ ۴۵منت خدای را که خدا را شناختیم
  3. شمارهٔ ۴۶با توسن خیال به هر سو شتافتیم
  4. شمارهٔ ۴۷دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم
  5. شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن
  6. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
  7. شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
  8. شمارهٔ ۵۱به عقل غره مشو تند پا منه در راه
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.