پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دل

کی به یاد آیدش از حال گرفتاری دل

بس که دل بر سر دل ریخته‌ای دل به رهش

که تو را نیست دگر راه ز بسیاری دل

غیر عناب لب و نار رخ و سیب زنخ

نکند هیچ علاج دل و بیماری دل

دل ز بیداد تو خون گشت و به دل عرضه نکرد

آن جفای تو و آن رحم و وفاداری دل

دیده را زآن سبب ای دوست به جان دارم دوست

بود آیا که شب هجر کند یاری دل

دل ندیدم مگر اندر سر زلفین نگار

رو به هرجا که نمودم ز طلبکاری دل

وحدتا بس که کند مویه و زاری دل زار

مردمان را همه زار است دل از زاری دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳تا چند سرگران ز مدار جهان شوم
  2. شمارهٔ ۴۴ما سال‌ها مجاور میخانه بوده‌ایم
  3. شمارهٔ ۴۵منت خدای را که خدا را شناختیم
  4. شمارهٔ ۴۶با توسن خیال به هر سو شتافتیم
  5. شمارهٔ ۴۷دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم
  6. شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن
  7. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
  8. شمارهٔ ۵۰ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.