پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

شد بر فراز مسند دل باز شاه عشق

یعنی گرفت کشور جان را سپاه عشق

جز در فضای سینه رندان می‌پرست

نتوان زدن به ملک جهان بارگاه عشق

شوریدگان عشق برابر نمی‌کنند

با صد هزار افسر شاهی کلاه عشق

در ملک فقر افسر فخرش به سر نهند

هر تن که خاک شد ز دل و جان به راه عشق

ای شیخ روی زرد و لب خشک و چشم تر

در شرع ما به حقیقت بود گواه عشق

خودخواهی از خیال برون کن که در جهان

از خود گذشتگی‌ست همی رسم و راه عشق

هرگز نیابد ایمنی از حادثات دهر

وحدت، مگر دمی که بود در پناه عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل
  2. شمارهٔ ۴۳تا چند سرگران ز مدار جهان شوم
  3. شمارهٔ ۴۴ما سال‌ها مجاور میخانه بوده‌ایم
  4. شمارهٔ ۴۵منت خدای را که خدا را شناختیم
  5. شمارهٔ ۴۶با توسن خیال به هر سو شتافتیم
  6. شمارهٔ ۴۷دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم
  7. شمارهٔ ۴۸گفتگوی زاهد از علم است و ظن
  8. شمارهٔ ۴۹خیز و رو آور به معراج یقین
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.