پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

هرکه آیین حقیقت نشناسد ز مجاز

در سراپرده رندان نشود محرم راز

یا که بیهوده مران نام محبت به زبان

یا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز

مگذارید قدم بیهده در وادی عشق

کاندر این مرحله بسیار نشیب است و فراز

آنقدر حلقه زنم بر در میخانه عشق

تا کند صاحب میخانه به رویم در باز

دم غنیمت بود ای دوست در این دم زیرا

آنچه از عمر ز کف رفت دگر ناید باز

هرکه شد معتکف اندر حرم کعبه دل

حاش لله که شود معتکف کوی مجاز

بهتر از جنت و حور است همانا وحدت

وصل دلدار و لب جوی و می و نغمه ساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
  2. شمارهٔ ۳۹کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق
  3. شمارهٔ ۴۰شد بر فراز مسند دل باز شاه عشق
  4. شمارهٔ ۴۱آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دل
  5. شمارهٔ ۴۲شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل
  6. شمارهٔ ۴۳تا چند سرگران ز مدار جهان شوم
  7. شمارهٔ ۴۴ما سال‌ها مجاور میخانه بوده‌ایم
  8. شمارهٔ ۴۵منت خدای را که خدا را شناختیم
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.