پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

مگر شد سینه‌ام شب وادی طور

که بر دل تابدم از شش جهت نور

گمانم لیلة القدر است امشب

که شد چون روز روشن لیل دیجور

رموز رندی و اسرار مستی

به شیخ شهر گفتن نیست دستور

مگو با مرغ شب از نور خورشید

نیارد سرمه کس بر دیده کور

اگر منعت کند از می‌پرستی

مکن منعش بود بیچاره معذور

رسد گر بر مشامش نکهت می

بیفتد تا قیامت مست و مخمور

نهد گر بر سر دار فنا پا

انا الحق می‌سراید همچو منصور

ز می‌خواران نیارد کس نشانی

بود تا نرگس مست تو مستور

چنان از باده عشق تو مستم

که از ما مست گردد آب انگور

گرفتار کمند زلف جانان

نداند شادی از غم ماتم از سور

به نیروی ریاضت وحدت آخر

نکردی دیو سرکش را تو مقهور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمش
  2. شمارهٔ ۳۸آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
  3. شمارهٔ ۳۹کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق
  4. شمارهٔ ۴۰شد بر فراز مسند دل باز شاه عشق
  5. شمارهٔ ۴۱آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دل
  6. شمارهٔ ۴۲شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل
  7. شمارهٔ ۴۳تا چند سرگران ز مدار جهان شوم
  8. شمارهٔ ۴۴ما سال‌ها مجاور میخانه بوده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.