پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

دیوانه کرده است مرا عشق روی یار

از تن ربوده تاب و توان و ز دل قرار

هر ملک دل که لشکر عشقش خراب کرد

بیرون کشید عقل و ادب رخت از آن دیار

جان‌های پاک بر سر دار فنا شدند

تا زین میانه سر انا الحق شد آشکار

ای شیخ پا به حلقه دیوانگان منه

با محرمان حضرت سلطان تو را چه کار

از صدق سر به پای خراباتیان بنه

در کوی فقر دامن دولت به دست آر

البته جلوه‌گاه جمال خدا شود

آیینه دلی که شود پاک از غبار

وحدت خموش باش که در مکتب جنون

حل گشته است مسئله جبر و اختیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶هرکه آیین حقیقت نشناسد ز مجاز
  2. شمارهٔ ۳۷زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمش
  3. شمارهٔ ۳۸آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
  4. شمارهٔ ۳۹کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق
  5. شمارهٔ ۴۰شد بر فراز مسند دل باز شاه عشق
  6. شمارهٔ ۴۱آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دل
  7. شمارهٔ ۴۲شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل
  8. شمارهٔ ۴۳تا چند سرگران ز مدار جهان شوم
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.