پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار

پیوسته خون دل خورد از دست روزگار

می در بهار صیقل دل‌های آگه است

از دست یار خاصه به آهنگ چنگ و تار

در عهد گل ز دست مده جام باده را

کاین باشد از حقیقت جمشید یادگار

صحن چمن چو وادی ایمن شد ای عزیز

گل برفروخت آتش موسی ز شاخسار

آموختند مستی و دیوانگی مرا

دیوانگان عاقل و مستان هوشیار

از بندگی به مرتبه خواجگی رسید

هرکس که کرد بندگی دوست بنده‌وار

وحدت بیا و بر در توفیق حلقه زن

توفیق چون رفیق شود گشت بخت یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵مگر شد سینه‌ام شب وادی طور
  2. شمارهٔ ۳۶هرکه آیین حقیقت نشناسد ز مجاز
  3. شمارهٔ ۳۷زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمش
  4. شمارهٔ ۳۸آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
  5. شمارهٔ ۳۹کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق
  6. شمارهٔ ۴۰شد بر فراز مسند دل باز شاه عشق
  7. شمارهٔ ۴۱آنکه ناید به دلش رحم ز بیماری دل
  8. شمارهٔ ۴۲شکست گر دلت از کس مرنج ای عاقل
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.