پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

هر که از تن بگذرد جانش دهند

هر که جان درباخت جانانش دهند

هر که در سجن ریاضت سر کند

یوسف‌آسا مصر عرفانش دهند

هر که گردد مبتلای درد هجر

از وصال دوست درمانش دهند

هر که نفس بت‌صفت را بشکند

در دل آتش گلستانش دهند

هر که بر سنگ آمدش مینای صبر

کی نجات از بند هجرانش دهند

هر که گردد نوح عشقش ناخدا

ایمنی از موج طوفانش دهند

هر که از ظلمات تن خود بگذرد

خضرآسا آب حیوانش دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار
  2. شمارهٔ ۳۴دیوانه کرده است مرا عشق روی یار
  3. شمارهٔ ۳۵مگر شد سینه‌ام شب وادی طور
  4. شمارهٔ ۳۶هرکه آیین حقیقت نشناسد ز مجاز
  5. شمارهٔ ۳۷زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمش
  6. شمارهٔ ۳۸آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
  7. شمارهٔ ۳۹کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق
  8. شمارهٔ ۴۰شد بر فراز مسند دل باز شاه عشق
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.