پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

هر دلی کز تو شود غمزده، آن دل شاد است

هر بنایی که خراب از تو شود آباد است

ره به ویرانه عشق آر و برو در بر بند

عقل را خانه تعمیر، که بی بنیاد است

کمر بندگی عشق نبندد به میان

مگر آن بنده که از بند جهان آزاد است

من اگر رندم و بدنام برو خرده مگیر

زانکه هر خوب بدی از ادب استاد است

پنجه در پنجه تقدیر نشاید افکند

چون که بازوی فلک سخت‌تر از فولاد است

دامن دشت گر از ناله مجنون خالی‌ست

کمر کوه پر از زمزمه فرهاد است

پیش سجاده‌نشینان خبر از باده مگوی

زاهد و ترک ریا غایت استبعاد است

دل دیوانه نصیحت نپذیرد هیهات

چه توان کرد که این فطری و مادرزاد است

جنت و کوثر و طوبی تو و وحدت همه اوست

که رخش جنت و لب کوثر و قد شمشاد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸بر آنکه مرید می و معشوقه و جام است
  2. شمارهٔ ۱۹مقصد من، خواجه، مولای من است
  3. شمارهٔ ۲۰تا سر زلف پریشان تو چین در چین است
  4. شمارهٔ ۲۱محرم راز خدایی دل دیوانه ماست
  5. شمارهٔ ۲۲می ناچشیده حالت مستانت آرزوست؟
  6. شمارهٔ ۲۳زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟
  7. شمارهٔ ۲۴دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت
  8. شمارهٔ ۲۵چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاج
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.