پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

مقصد من، خواجه، مولای من است

توشه من نیز تقوای من است

در مناجاتم چو موسی با اله

خلوت دل طور سینای من است

می روان مرده‌ام را زنده کرد

آری آری می مسیحای من است

گاهگاهی این رکوع و این سجود

کلمینی یا حمیرای من است

دامن تدبیر را دادم ز دست

رشته تقدیر در پای من است

حسن لیلی جز یکی مجنون نداشت

عالمی مجنون لیلای من است

نفی من شد باعث اثبات من

خواجه در لای من الای من است

نشاۀ ناسوتم اندر خور نبود

عالم لاهوت ماوای من است

نام نیکت ذکر صبح و شام ماست

یاد رویت ذکر شب‌های من است

ره به خلوتگاه وحدت یافتم

وحدتم فوق گمان جای من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱محرم راز خدایی دل دیوانه ماست
  2. شمارهٔ ۲۲می ناچشیده حالت مستانت آرزوست؟
  3. شمارهٔ ۲۳زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟
  4. شمارهٔ ۲۴دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت
  5. شمارهٔ ۲۵چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاج
  6. شمارهٔ ۲۶دلی که در خم آن زلف تابدار افتاد
  7. شمارهٔ ۲۷خواجه آن روز که از بندگی آزادم کرد
  8. شمارهٔ ۲۸پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.