پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

محرم راز خدایی دل دیوانه ماست

مخزن گنج نهان سینه ویرانه ماست

مشعل خور که فروزان شده بر صحن سپهر

پرتوی از مه رخساره جانانه ماست

باده افروز که خورشید می عقل فروز

هر سحر جلوه‌گر از مشرق پیمانه ماست

برو ای زاده افسرده که در محفل دوست

ما چو شمعیم و خلایق همه پروانه ماست

ما و تسبیح شمردن ز کجا تا به کجا

زلف پرچین بتان سبحه صد دانه ماست

آنچه از زلف بتان باز کند چین و شکن

تا کمند دل عشاق شود، شانه ماست

اندر این عرض و سماوات نگنجد وحدت

قلب تو عرش من است و دل تو خانه ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟
  2. شمارهٔ ۲۴دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت
  3. شمارهٔ ۲۵چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاج
  4. شمارهٔ ۲۶دلی که در خم آن زلف تابدار افتاد
  5. شمارهٔ ۲۷خواجه آن روز که از بندگی آزادم کرد
  6. شمارهٔ ۲۸پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۲۹بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۳۰ترک من از خانه بی‌حجاب برآمد
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.