پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟

جان را فدا نساخته، جانانت آرزوست؟

نازرده پای در طلب از زخم نیش خار

سِیرِ گُل و صفای گُلستانت آرزوست؟

چون کودکانِ بی‌خبر از راه و رسمِ عشق

روزِ وصالِ بی شبِ هجرانت آرزوست؟

بیرون نکرده دیوِ طبیعت ز مُلکِ تن

اهریمنا! نگینِ سلیمانت آرزوست؟

از خسروانِ مُلکِ بقا، خلعتِ وجود

بی ترکِ برگِ عالمِ امکانت آرزوست؟

یک ره کمر نبسته به خدمت چو بندگان

همواره قُربِ حضرتِ سلطانت آرزوست؟

وحدت، خیالِ بیهده تا کی؟ عبث چرا

حور و قصور و کوثر و غُلمانت آرزوست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاج
  2. شمارهٔ ۲۶دلی که در خم آن زلف تابدار افتاد
  3. شمارهٔ ۲۷خواجه آن روز که از بندگی آزادم کرد
  4. شمارهٔ ۲۸پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۲۹بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۳۰ترک من از خانه بی‌حجاب برآمد
  7. شمارهٔ ۳۱هر که از تن بگذرد جانش دهند
  8. شمارهٔ ۳۲تا زنگ سیه ز آینه دل نزداید
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.