پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد

خدمتش از دل و جان در دو جهان خواهم کرد

پای بر تخت جم و افسر کی خواهم زد

سر فدا در قدم پیر مغان خواهم کرد

گرد هر گوشه ویرانه به جان خواهم گشت

کنج دل مخزن هر گنج نهان خواهم کرد

بی رخ دوست دگر خون جگر خواهم خورد

دیده را ساغر و پیمانه آن خواهم کرد

سال‌ها در ره عشق تو قدم خواهم زد

عمرها نام تو را ورد زبان خواهم کرد

مهر روی تو همه جای به دل خواهم داد

غم عشق تو دگر مونس جان خواهم کرد

وحدتا گفت تو را از بر خود خواهم راند

گفتمش خون دل از دیده روان خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱هر که از تن بگذرد جانش دهند
  2. شمارهٔ ۳۲تا زنگ سیه ز آینه دل نزداید
  3. شمارهٔ ۳۳می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار
  4. شمارهٔ ۳۴دیوانه کرده است مرا عشق روی یار
  5. شمارهٔ ۳۵مگر شد سینه‌ام شب وادی طور
  6. شمارهٔ ۳۶هرکه آیین حقیقت نشناسد ز مجاز
  7. شمارهٔ ۳۷زاهد خودپرست کو تا که ز خود رهانمش
  8. شمارهٔ ۳۸آنکه هر دم زندم ناوک غم بر دل ریش
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.