پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

خواجه آن روز که از بندگی آزادم کرد

ساغر می به کفم داد و ز غم شادم کرد

خبر از نیک و بد عاشقیم هیچ نبود

چشم مست تو در این مرحله استادم کرد

روی شیرین‌صفتان در نظر آراست مرا

ریخت طرح هوس اندر سر و فرهادم کرد

عاقبت بیخ و بن هستی ما کرد خراب

از کرم، خانه‌اش آباد که آبادم کرد

رفت بر باد فنا گرد وجودم آخر

دیدی ای دوست که سودای تو بر بادم کرد

بس که فرهاد صفت ناله و فریاد زدم

بیستون ناله و فریاد ز فریادم کرد

بودم از زمره رندان خرابات ولیک

قسمت از روز ازل همدم زهادم کرد

وحدت آن ترک کماندار جفاجو آخر

دیده و دل هدف ناوک بیدادم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد
  2. شمارهٔ ۳۰ترک من از خانه بی‌حجاب برآمد
  3. شمارهٔ ۳۱هر که از تن بگذرد جانش دهند
  4. شمارهٔ ۳۲تا زنگ سیه ز آینه دل نزداید
  5. شمارهٔ ۳۳می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار
  6. شمارهٔ ۳۴دیوانه کرده است مرا عشق روی یار
  7. شمارهٔ ۳۵مگر شد سینه‌ام شب وادی طور
  8. شمارهٔ ۳۶هرکه آیین حقیقت نشناسد ز مجاز
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.