پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

دلی که در خم آن زلف تابدار افتاد

چو شبروان سر و کارش به شام تار افتاد

هوا عبیر فشان شد مگر گذار صبا

به زیر حلقه آن زلف مشگبار افتاد

به دام زلف تو تنها نه من گرفتارم

در این کمند بلا همچو من هزار افتاد

دگر نه پای طلب دارم و نه دست سبب

که آن بماند ز رفتار و این ز کار افتاد

فغان و ناله برآمد ز بلبلان چمن

به باغ دامن گل چون به دست خار افتاد

هوای طوبیم از سر برفت خواجه، مرا

به سر چو سایه آن سرو جویبار افتاد

ز دست شاهد شیرین زبان شکر لب

به کام طبع می تلخ خوشگوار افتاد

کسی که عشق نورزید و ذوق می نچشید

در این زمانه عزیزان ز چشم یار افتاد

مگوی نکته توحید را به کس وحدت

که راه هرکس از این نکته سوی دار افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد
  2. شمارهٔ ۲۹بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد
  3. شمارهٔ ۳۰ترک من از خانه بی‌حجاب برآمد
  4. شمارهٔ ۳۱هر که از تن بگذرد جانش دهند
  5. شمارهٔ ۳۲تا زنگ سیه ز آینه دل نزداید
  6. شمارهٔ ۳۳می خور که هر که می نخورد فصل نوبهار
  7. شمارهٔ ۳۴دیوانه کرده است مرا عشق روی یار
  8. شمارهٔ ۳۵مگر شد سینه‌ام شب وادی طور
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.