پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

می ناچشیده حالت مستانت آرزوست؟

رسوا نگشته حلقه زلفانت آرزوست؟

ناورده رو به مقصد و ننهاده پا به راه

قرب مقام و قطع بیابانت آرزوست؟

یوسف صفت نگشته به زندان غم اسیر

شاهی مصر و ماهی کنعانت آرزوست؟

نگشوده لب دمی به دعا با حضور قلب

چون عاشقان حق دل سوزانت آرزوست؟

احیا نکرده ارضی و بذری نکاشته

در باغ زندگی گل و ریحانت آرزوست؟

سامان به کس نداده به دوران زندگی

از گردش زمان سر و سامانت آرزوست؟

وحدت به پیشگاه حق از مور کمتری

غافل ز خویش فر سلیمانت آرزوست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت
  2. شمارهٔ ۲۵چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاج
  3. شمارهٔ ۲۶دلی که در خم آن زلف تابدار افتاد
  4. شمارهٔ ۲۷خواجه آن روز که از بندگی آزادم کرد
  5. شمارهٔ ۲۸پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۲۹بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۳۰ترک من از خانه بی‌حجاب برآمد
  8. شمارهٔ ۳۱هر که از تن بگذرد جانش دهند
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.