پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

تا سر زلف پریشان تو چین در چین است

زیر هر چینی از آن جای دل غمگین است

بی مه روی بتان شب همه شب تا به سحر

دامن و دیده‌ام از اشک پر از پروین است

مکن از عشق بتان منع مرا ای ناصح

که مرا عشق بتان رسم و ره دیرین است

شیوه کوهکنی شیوه فرهاد بود

صفت حسن‌فروشی صفت شیرین است

باغ حسن تو چه باغیست که پیوسته در او

سنبل و نرگس و ریحان و گل و نسرین است

عاشق ار خواب سلامت نکند نیست عجب

عشق را درد بود بستر و غم بالین است

وحدت از صومعه گر رخت به میخانه کشید

عارف حق‌نگر و رند حقیقت‌بین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲می ناچشیده حالت مستانت آرزوست؟
  2. شمارهٔ ۲۳زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟
  3. شمارهٔ ۲۴دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت
  4. شمارهٔ ۲۵چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاج
  5. شمارهٔ ۲۶دلی که در خم آن زلف تابدار افتاد
  6. شمارهٔ ۲۷خواجه آن روز که از بندگی آزادم کرد
  7. شمارهٔ ۲۸پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۲۹بعد از این خدمت آن سرو روان خواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.