پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات

شد ز میان غیر ذات جمله فعل و صفات

هر من و مایی که هست می‌رود اندر میان

چون که به آخر رسید سلسله ممکنات

دست ز هستی بشوی تا شودت روی دوست

جلوه‌گر از شش جهت گرچه ندارد جهات

همرهی خضر کن در ظلمات فنا

ور نه به خود کی رسی بر سر آب حیات

هر که به لعل لبش خضر صفت پی برد

یافت حیات ابد رست ز رنج ممات

سر به ارادت بنه در قدم رهروی

کز سخن دلکشش حل شودت مشکلات

بعد چهل سال زهد وحدت پرهیزکار

ترک حرم کرد و گشت معتکف سومنات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷به کیش اهل حقیقت کسی که درویش است
  2. شمارهٔ ۱۸بر آنکه مرید می و معشوقه و جام است
  3. شمارهٔ ۱۹مقصد من، خواجه، مولای من است
  4. شمارهٔ ۲۰تا سر زلف پریشان تو چین در چین است
  5. شمارهٔ ۲۱محرم راز خدایی دل دیوانه ماست
  6. شمارهٔ ۲۲می ناچشیده حالت مستانت آرزوست؟
  7. شمارهٔ ۲۳زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟
  8. شمارهٔ ۲۴دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.