پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب

بنای عقل مگر گردد از شراب خراب

برو به کوی خرابات و می‌پرستی کن

که این کلید نجات است و آن طریق صواب

لطیفه‌های نهانی رسد به گوش دلم

ز صوت بربط و آهنگ چنگ و بانگ رباب

به یک تجلی حسن ازل ز بحر وجود

شد آشکار هزاران هزار شکل حباب

جهان و هرچه در او هست پیش اهل نظر

نظیر خواب و خیال است عکس ظل تراب

عجب مدار که شب تا به صبح بیدارم

عجب بود که در آید به چشم عاشق خواب

قرار و صبر ز عاشق مجو که نتواند

به حکم عقل محال است جمع آتش و آب

بیا و این من و ما را تو از میان بردار

که غیر این من و ما نیست در میانه حجاب

نبوده بی می و معشوق سال‌ها وحدت

به دور لاله و گل روزگار عهد شباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶هر دلی کز تو شود غمزده، آن دل شاد است
  2. شمارهٔ ۱۷به کیش اهل حقیقت کسی که درویش است
  3. شمارهٔ ۱۸بر آنکه مرید می و معشوقه و جام است
  4. شمارهٔ ۱۹مقصد من، خواجه، مولای من است
  5. شمارهٔ ۲۰تا سر زلف پریشان تو چین در چین است
  6. شمارهٔ ۲۱محرم راز خدایی دل دیوانه ماست
  7. شمارهٔ ۲۲می ناچشیده حالت مستانت آرزوست؟
  8. شمارهٔ ۲۳زاهد! نشُسته دست ز تن، جانت آرزوست؟
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.