پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

به نرمی می‌توان تسخیر کردن خصم سرکش را

به آب آهن برون می‌آورد از سنگ آتش را

تلاش همدمی با تیره‌روزان میمنت دارد

که طول عمر بخشد الفت خاکستر آتش را

ازین غیرت که با روی تو دارد نسبتی مشکل

که در آغوش خاکستر توانم دید آتش را

تلاش معنیی کن تا به کی آرایش ظاهر؟

که در بازار دین نبود روایی قلب روکش را

ز سر این سرکشی بگذار تا قدرت فزون گردد

که گردد لام بردارد ز سر چون کاف سرکش را

دگر از آدمیت در میان چیزی نمی‌ماند

کنند از بر اگر یاران قباهای منقش را

نباشد گر مرا جمعیتی غم نیست، چون دارم

پریشان گفته‌های واعظ خاطرمشوش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹خواهد گشود عقده دلهای ریش را
  2. شمارهٔ ۳۰دل چسان پنهان کند در سینه آه خویش را
  3. شمارهٔ ۳۱مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
  4. شمارهٔ ۳۲در دیده تاب نیست دگر طفل اشک را
  5. شمارهٔ ۳۳گشته از سوز شرر زان سینه گلخن سنگ را
  6. شمارهٔ ۳۴بزرگان می‌کنند از کیسهٔ غیر این تجمل را
  7. شمارهٔ ۳۵نیست غیر از خط بطلان دفتر ایام را
  8. شمارهٔ ۳۶گل چو او خواهد شود، بنگر خیال خام را؟
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.