پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

صبح میسازد شب من چشم گوهرپاش را

بار خاطر نیست هرگز روز من خفاش را

ناقبولی آن قدر دارم که بر تصویر من

خط بطلان نیست هر موی قلم نقاش را

چشم دشمن، روشن از روز سیاه من شود

ظلمت شب سرمه باشد دیده خفاش را

گر بخشم آن تندخو دامن ز ما افشاند و رفت

مدعا دامن زدن بود آتش سوداش را

واعظ ما چشم تا وا کرد از غیر تو بست

این چنین باید بنازم دیده بیناش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸زیور تن صحت اعضاست اهل هوش را
  2. شمارهٔ ۲۹خواهد گشود عقده دلهای ریش را
  3. شمارهٔ ۳۰دل چسان پنهان کند در سینه آه خویش را
  4. شمارهٔ ۳۱مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
  5. شمارهٔ ۳۲در دیده تاب نیست دگر طفل اشک را
  6. شمارهٔ ۳۳گشته از سوز شرر زان سینه گلخن سنگ را
  7. شمارهٔ ۳۴بزرگان می‌کنند از کیسهٔ غیر این تجمل را
  8. شمارهٔ ۳۵نیست غیر از خط بطلان دفتر ایام را
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.