پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

صرصر آهم چراغ روز را خاموش کرد

موج اشکم، آسمان را حلقه ها در گوش کرد

پنبه آواز جرس را کم ز سنگ سرمه نیست

هرزه نالان را به نرمی میتوان خاموش کرد

عشق تا واکرد در میخانه فیض ترا

نوبهار از غنچه گلبن را سبو بر دوش کرد

در جهان هرکس به تلخی زندگانی کرده است

زهر مردن را بآسانی تواند نوش کرد

گرم رویان را چه پروا از تریهای عدو؟

آتش گل را به شبنم کی توان خاموش کرد؟

تیر باران حوادث واعظ دلخسته را

در جهان از خرقه صد پاره جوشن پوش کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲حبذا زور جنون، مغلوب زنجیرم نکرد
  2. شمارهٔ ۲۶۳پیری در خواهش بدل ریش برآورد
  3. شمارهٔ ۲۶۴نخل امیدت به بار آه سحر می‌آورد
  4. شمارهٔ ۲۶۵بی‌نیازی ساقی از مینا برون می‌آورد
  5. شمارهٔ ۲۶۶در هر سخن، سخنور صد تاب میخورد
  6. شمارهٔ ۲۶۷میان عشق و ننگ و نام، الفت درنمی‌گیرد
  7. شمارهٔ ۲۶۸به درویشان فسون جاه و دولت درنمی‌گیرد
  8. شمارهٔ ۲۶۹میرود فکر جهانم، که ز کار اندازد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.