پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

آتش حسنش، کمان عشق را طیار کرد

حرف تمکینش، زبان راتیغ لنگردار کرد

بیزبانی در دو گیتی مایه آسودگی است

از زبان خود را ترازو زیر چندین بار کرد

کوته از پیری نگردد آرزوهای دراز

صبح نتواند بره خوابیده را بیدار کرد

انفعال جرم باشد توبه در پیش کریم

گردش رنگی تواند کار استغفار کرد

در ره گفتار شد گنج روان عمر صرف

واعظ اکنون بایدت گنجی گرفت و کار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸زهر مرگ دوستان در مغزم از بس کار کرد
  2. شمارهٔ ۲۵۹ای که زینت طلبی جسم ترا لاغر کرد
  3. شمارهٔ ۲۶۰صرصر آهم چراغ روز را خاموش کرد
  4. شمارهٔ ۲۶۱گلی تو، گل! نظر اما نمیتوانم کرد
  5. شمارهٔ ۲۶۲حبذا زور جنون، مغلوب زنجیرم نکرد
  6. شمارهٔ ۲۶۳پیری در خواهش بدل ریش برآورد
  7. شمارهٔ ۲۶۴نخل امیدت به بار آه سحر می‌آورد
  8. شمارهٔ ۲۶۵بی‌نیازی ساقی از مینا برون می‌آورد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.