پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

گرچه درد دل ما شرح و بیانی دارد

خامشی نیز عجب تیغ زبانی دارد

روزی اهل کرم، تازه رسد روز بروز

سفره دانست که دایم لب نانی دارد

مسلک عشق ندارد خطر گمشدگی

همچو سختی ره ما سنگ نشانی دارد

عینک دورنما بایدش از قطع نظر

در نظر هر که تماشای جهانی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹فضای خاطرم از غم از آن غبار ندارد
  2. شمارهٔ ۲۵۰آغاز محبت دگر انجام ندارد
  3. شمارهٔ ۲۵۱بگو به شرم، ز چشمم ترا نگاه ندارد
  4. شمارهٔ ۲۵۲جهان خاک کَرَم‌خیزی ندارد
  5. شمارهٔ ۲۵۳بی غم عالم، دمی بر اهل دولت نگذرد
  6. شمارهٔ ۲۵۴ز ما به خشم جهان دو رنگ می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۲۵۵نتوانست ز بس ضعف بدندان جا کرد
  8. شمارهٔ ۲۵۶آتش حسنش، کمان عشق را طیار کرد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.