پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

شاد از غیرت ندیدم خاطر ناشاد را

جلوه تا در بر کشید آن قامت شمشاد را

خردسالی تیره روزم کرد کز تابندگی

پنجه خورشید سازد سیلی استاد را

زنده معشوق می باشند از بس عاشقان

نقش شیرین زنده دارد شهرت فرهاد را

نرم خویی پیشه کن کز چین جوهر پاک کرد

صیقل از همواری خود جبهه فولاد را

غیر غمخواری نیاید هرگز از آزادگان

شانه گردد، اره گر بر سر نهی شمشاد را

حرف واعظ چون کند در من اثر؟ کز روی سخت

بارها کردم ادب‌ها سیلی استاد را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴نوروز گشت و هر رگ ابری بهار را
  2. شمارهٔ ۲۵عینک شود چو شیشه دل عقل پیر را
  3. شمارهٔ ۲۶صبح میسازد شب من چشم گوهرپاش را
  4. شمارهٔ ۲۷به نرمی می‌توان تسخیر کردن خصم سرکش را
  5. شمارهٔ ۲۸زیور تن صحت اعضاست اهل هوش را
  6. شمارهٔ ۲۹خواهد گشود عقده دلهای ریش را
  7. شمارهٔ ۳۰دل چسان پنهان کند در سینه آه خویش را
  8. شمارهٔ ۳۱مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف را
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.