پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را

همچو نی در هم بسوزد خامه فولاد را

غیر غمخواری بدشمن ناید از آزادگان

شانه گردد ارّه ، گر بر سر نهی شمشاد را

تندخویان را نباشد جز کدورت حاصلی

نیست در کف غیر خاک از تندی خود باد را

چهره‌ای دیدم که صورت بنددار تصویر آن

موی آتش دیده سازد خامه استاد را

گر دلت سخت است واعظ تن به سوز عشق ده

زیر بار شعله نه این بیضه فولاد را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳پی تحصیل آسایش فگندی در بدر خود را
  2. شمارهٔ ۲۴نوروز گشت و هر رگ ابری بهار را
  3. شمارهٔ ۲۵عینک شود چو شیشه دل عقل پیر را
  4. شمارهٔ ۲۶صبح میسازد شب من چشم گوهرپاش را
  5. شمارهٔ ۲۷به نرمی می‌توان تسخیر کردن خصم سرکش را
  6. شمارهٔ ۲۸زیور تن صحت اعضاست اهل هوش را
  7. شمارهٔ ۲۹خواهد گشود عقده دلهای ریش را
  8. شمارهٔ ۳۰دل چسان پنهان کند در سینه آه خویش را
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.