پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

این قدر طول امل ره میدهی در دل چرا

مصحف خود را این خط میکنی باطل چرا؟

عیش دنیا احتلام خواب غفلت بیش نیست

از خیالی این قدر آلودگی ای دل چرا

از محیط آرزو بگذر نفس تا میوزد

در چنین باد مرادی این قدر کاهل چرا

صید مطلب تا کنی بگریز از خود همچو تیر

چون کمان حلقه برخود این قدر مایل چرا

قد خمید و دل همان بر زندگانی بسته است

همچو ناخن مانده یی در عقده مشکل چرا

دانه جان را ز کاه جسم میسازد جدا

این قدر لرزش ز باد مرگ ای حاصل چرا

چشم تا وا می کنی از خواب غفلت منزل است

چون ره خوابیده واعظ دوری منزل چرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ز کیفیت بود هر گوشه صد میخانه در صحرا
  2. شمارهٔ ۲۱گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را
  3. شمارهٔ ۲۲شاد از غیرت ندیدم خاطر ناشاد را
  4. شمارهٔ ۲۳پی تحصیل آسایش فگندی در بدر خود را
  5. شمارهٔ ۲۴نوروز گشت و هر رگ ابری بهار را
  6. شمارهٔ ۲۵عینک شود چو شیشه دل عقل پیر را
  7. شمارهٔ ۲۶صبح میسازد شب من چشم گوهرپاش را
  8. شمارهٔ ۲۷به نرمی می‌توان تسخیر کردن خصم سرکش را
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.