پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

بعد مردن، نشان ما سخن است

آتش کاروان ما سخن است

گردد از وی چراغ ما روشن

خلف دودمان ما سخن است

زو شود قدر ما مگر پیدا

نور شمع زبان ما سخن است

تر دماغیم از گل معنی

باغ ما، بوستان ما، سخن است

فکر معنی شده است فکر معاش

چه کنیم؟ آب و نان ما سخن است

پیش ما جز بنقد هوش میا

که متاع دکان ما سخن است

بسخن خوشدلیم ما، ورنه

خوشدلی در زمان ما سخن است

بهر یاران قدردان واعظ

زین سفر ارمغان ما سخن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲پیری رسید و، قامت از آن در خمیدن است
  2. شمارهٔ ۱۶۳می‌دود هرسو سخن، صاحب‌سخن گر ساکن است
  3. شمارهٔ ۱۶۴عشق معشوقیست کوی او دل تنگ من است
  4. شمارهٔ ۱۶۵کوه کن از طرفی، وز طرفی مجنون است
  5. شمارهٔ ۱۶۶دل تو آهن و رو سنگ و خواب سنگین است
  6. شمارهٔ ۱۶۷در طریق زندگانی هر قدم چندین گو است
  7. شمارهٔ ۱۶۸طرف از شکستگان جهان کس نبسته است
  8. شمارهٔ ۱۶۹چون دو ابروی سیاهت که به هم پیوسته است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.