پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

در ره حق، گام اول ترک هستی دادن است

سوی او از خویش برگشتن براه افتادن است

فکر دنیا کرده ما را غافل از انجام خویش

ورنه گریان طفل بهر مرگ وقت زادن است

رتبه افتادگی را، دیده ام از بس بلند

پیش من برخاستن از جا، بچاه افتادن است

حق شناسان را بسامان رفتن راه عدم

رفتن از دنیا و باری بر دلی ننهادن است

وانکردن دیده بر نقش و نگار این جهان

پیش بینا در بروی فتنه ها نگشادن است

عمر، کردن در غم دنیای بیحاصل تلف

واعظ آب زندگی را سر به صحرا دادن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸فکر آن موی میانم، بس که در کاهیدن است
  2. شمارهٔ ۱۵۹از خواجه ضبط و، مال ز فرزند یا زن است
  3. شمارهٔ ۱۶۰بعد مردن، نشان ما سخن است
  4. شمارهٔ ۱۶۱مایه عزت، ز مردم روی پنهان کردن است
  5. شمارهٔ ۱۶۲پیری رسید و، قامت از آن در خمیدن است
  6. شمارهٔ ۱۶۳می‌دود هرسو سخن، صاحب‌سخن گر ساکن است
  7. شمارهٔ ۱۶۴عشق معشوقیست کوی او دل تنگ من است
  8. شمارهٔ ۱۶۵کوه کن از طرفی، وز طرفی مجنون است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.