پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

آه، شمعی ز شبستان سحرخیزان است

ناله، نخلی ز گلستان سحرخیزان است

چون دم صبح نباشد، همه کیفیت و شور

گریه کاه دل بریان سحرخیزان است

دیدم از تاج خروسان، که ز بیداری بخت

دولت زنده دلی، زآن سحر خیزان است

در ستم، ظالم ازین گونه که پا میفشرد

هدف ناوک افغان سحر خیزان است

خانه دولت هرکس که به ظلم آباد است

سیلش از اشک چو باران سحرخیزان است

روز در پرده گمنامی خویشند، چو شمع

شب چو شد، عرصه جولان سحرخیزان است

باغ فیض دل شبها، که گلش مغفرتست

آبش از ناله غلتان سحرخیزان است

عندلیب چمن روح فزای دم صبح

صوت شور آور افغان سحرخیزان است

قامت خویش چو سازند دوتا وقت رکوع

دو جهان در خم چوگان سحرخیزان است

دیده واعظ از آنست پر از نعمت فیض

کز گدایان سر خوان سحرخیزان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷سرگشتگی نصیب دل خسته من است
  2. شمارهٔ ۱۵۸فکر آن موی میانم، بس که در کاهیدن است
  3. شمارهٔ ۱۵۹از خواجه ضبط و، مال ز فرزند یا زن است
  4. شمارهٔ ۱۶۰بعد مردن، نشان ما سخن است
  5. شمارهٔ ۱۶۱مایه عزت، ز مردم روی پنهان کردن است
  6. شمارهٔ ۱۶۲پیری رسید و، قامت از آن در خمیدن است
  7. شمارهٔ ۱۶۳می‌دود هرسو سخن، صاحب‌سخن گر ساکن است
  8. شمارهٔ ۱۶۴عشق معشوقیست کوی او دل تنگ من است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.