پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

پوشیده پرده گر دوست روی سیاه ما را

رنگ خجالت آورد بر رو گناه ما را

پیری خلاص میکرد ما را از روی عالم

گر سنگ ره نمیشد عینک نگاه ما را

گر برنشد چراغم ای دل خورم چرا غم؟

نگرفته است از دست کس شمع آه ما را

آورد رو بهرکس کردند پشت بر وی

گویا نمی شناسد دل قبله گاه ما را

ما شاه ملک فقریم از ما حذر کن ای خصم

چون شعله کس ندیده است پشت سپاه ما را

غیر از زلال اخلاص با جمله دشمن و دوست

آبی نبوده هرگز در زیر کاه ما را

گردید پرده ما را بر عیب خودنمایی

بر ما بسی است منت روز سیاه ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ریش سازد ز نزاکت گل رخسار ترا
  2. شمارهٔ ۱۶نتوان به پند کرد نکو بدسرشت را
  3. شمارهٔ ۱۷چو دست سائلان نبود گلی دامان وسعت را
  4. شمارهٔ ۱۸این قدر طول امل ره میدهی در دل چرا
  5. شمارهٔ ۱۹بهار است و از اشکم گل به دامن می‌کند صحرا
  6. شمارهٔ ۲۰ز کیفیت بود هر گوشه صد میخانه در صحرا
  7. شمارهٔ ۲۱گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را
  8. شمارهٔ ۲۲شاد از غیرت ندیدم خاطر ناشاد را
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.