پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما

نشکند جز قرص مه نانی دگر از خوان ما

تا به کی بر نغمه ناساز ما گوشی نهی

کی به جز صوت فراق آید دگر زافغان ما؟!

از پر عنقا طلب کن مدعای خویشتن

گر غباری آرزو داری تو از دامان ما

دامن ما چون گهر نذر گریبان بود و بس

رفت چون اوراق گل جمعیت سامان ما

عاشقان را خاکساری کسوت رنگ و وفاست

جز لباس عشق نبود بر تن عریان ما

از شکست اعتبارات جهان غافل مباش

در نظر آیینه باشد صورت امکان ما

خشت زیر بقعه ما باشد از خاک عدم

وهم‌آبادی ندارد خانه ویران ما

صفحه جزو دل ما را که بی‌شیرازه است

لطف باشد بگذری گر از سر نسیان ما

مد احسان است ابروی خم پیوست او

تحفه باشد پیش شمشیر وی اکنون جان ما

طغرل از دامان او تا دست ما کوتاه شد

اشک حسرت می‌چکد هر لحظه از مژگان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶هرکه آمد به سوی خانه ما
  2. شمارهٔ ۳۷هر کس که رخ تو دید جانا
  3. شمارهٔ ۳۸ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها
  4. شمارهٔ ۳۹گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها
  5. شمارهٔ ۴۰عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها
  6. شمارهٔ ۴۱اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها
  7. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
  8. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.