پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها

حیرت آیینه باشد شوخی سیماب‌ها!

احتیاجی نیست در کویش به شمع دل مرا

شمع را نوری نباشد در شب مهتاب‌ها

فرش مخمل می‌کند سامان غفلت دم به دم

می‌شود تعبیر حیرت عاقبت این خواب‌ها

طرفه آهنگی بود ساز نوای عشق را

ای خوش آن مطرب که دارد نغمه زین مضراب‌ها!

ابرویش در دعوی عشقم شهادت می‌دهد

راحتی چون من ندارد زاهد از محراب‌ها!

اشک عشاق از غمش امروز طوفان می‌کند

می‌شود دریا به هرجا جمع گردد آب‌ها

کم ز مجنون نیستم طغرل به صحرای جنون

خوانده‌ام درس غمش را جمله فصل و باب‌ها!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها
  2. شمارهٔ ۴۱اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها
  3. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
  4. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
  5. شمارهٔ ۴۴ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
  6. شمارهٔ ۴۵ - سیدجانسنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
  7. شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جانشوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خراب
  8. شمارهٔ ۴۷می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.