پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵ - سیدجان

سنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب

مصحف روی توام تفسیر دارد صد کتاب

یوسف از شرم جمالت محو زندان گشته است

ای جمال عالم‌آرای تو روشن ز آفتاب!

در تمنای وصالت دین و دل بر باد شد

عاقبت دستم به دامان تو در یوم‌الحساب!

جام می با غیر می‌نوشی تو ای رعنا چرا؟!

ز آتش حسرت دل و جان مرا سازی کباب!

آب و تاب عارض و زلفت ندارد بوستان

سنبل و گل هر دو از زلف و رخت بی آب و تاب

نیست از عشقت نصیب من به جز داغ فراق

از می وصل تو در گیتی نگشتم کامیاب!

طغرل از عکس جمالش محو حیرت گشته‌ام

تا فکند از عارض ماه خود آن دلبر نقاب!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
  2. شمارهٔ ۴۸ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
  3. شمارهٔ ۴۹می‌برد لعل لب او نشئه از موج شراب
  4. شمارهٔ ۵۰اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب
  5. شمارهٔ ۵۱هرکس که گل چید از گلشن شب
  6. شمارهٔ ۵۲می‌رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب
  7. شمارهٔ ۵۳نغمه عشاق باشد در نوای عندلیب
  8. شمارهٔ ۵۴ - حبیب‌جانحنا از خون مردم بسته دستت
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.