پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

هرکس که گل چید از گلشن شب

افتاد نانش در روغن شب

چون عقد پروین حاصل توان کرد

گر خوشه چینی از خرمن شب؟!

دادست زینت خیاط قدرت

از تکمه زر پیراهن شب

ره می‌توانی بردن به مقصد

در زیرت آید گر توسن شب

آسان نیاید اندر کف کس

گنجیست پنهان در مخزن شب

بیدار می‌شو باشد که بینی

صبح سعادت از دامن شب!

صد در قیمت آید به دستت

گر راه یابی در معدن شب

کردست گویا مشاطه صنع

عقد ثریا در گردن شب

در ملک زلفش خواهید رفتن

غافل مباشید از رهزن شب

آید به گوشت فریاد طغرل

گر بهره گیری از شیون شب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳نغمه عشاق باشد در نوای عندلیب
  2. شمارهٔ ۵۴ - حبیب‌جانحنا از خون مردم بسته دستت
  3. شمارهٔ ۵۵زهی آیینه را حیرت خیال عکس تصویرت
  4. شمارهٔ ۵۶ - حبیب‌جانحیات طغرل از عشق حبیب است
  5. شمارهٔ ۵۷اگر دل محو آن رخسار زیباست
  6. شمارهٔ ۵۸هر کرا شوخ پری‌رخسار است
  7. شمارهٔ ۵۹ - حبیب‌جانحزین منشین که نوروز بهار است
  8. شمارهٔ ۶۰آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.