پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب

می‌توان از ماه تا ماهی همه بودن در آب

نیست سودی سفله را از صحبت روشندلان

سخت رسر، می‌شود آید اگر آهن در آب!

گفت زاهد خویش را در خواب دیدم در برش

گفتمش تعبیر خواب خود بگو روشن در آب!

در تلاش عکس یک رو صد گریبان پاره شد

کی به آسانی رسد آیینه را دامن در آب؟!

گوی سبقت می‌برم امروز از فتوای شک

مردم آبی اگر دعوا کند با من در آب

هیچ ممکن نیست در گرداب این امواج غم

کشتی مقصود را بی‌ناخدا رفتن در آب!

در سلوک عشق کم از بچه بط نیستی

در رضای دوست هردم می‌دهد او تن در آب

زیر طوفان سرشکم طغرل از هجران او

به که از این خاکساری‌ها مرا مردن در آب!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹می‌برد لعل لب او نشئه از موج شراب
  2. شمارهٔ ۵۰اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب
  3. شمارهٔ ۵۱هرکس که گل چید از گلشن شب
  4. شمارهٔ ۵۲می‌رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب
  5. شمارهٔ ۵۳نغمه عشاق باشد در نوای عندلیب
  6. شمارهٔ ۵۴ - حبیب‌جانحنا از خون مردم بسته دستت
  7. شمارهٔ ۵۵زهی آیینه را حیرت خیال عکس تصویرت
  8. شمارهٔ ۵۶ - حبیب‌جانحیات طغرل از عشق حبیب است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.