پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جان

شوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خراب

تیغ ابرویش برای قتل من دارد شتاب

مانی از بهر هوای صورت زیبای او

چون فلک سرگشته افتادست تا یوم‌الحساب

سوخت مغز استخوان در سینه‌ام از عشق او

کشور دل را بود از دست حسن او عذاب

آنقدر کلک قضا نازید هنگام رقم

کز میان خوبرویان تا تو را کرد انتخاب

لاله از داغ تمنای بهار عارضت

کرد در صحرای خجلت خیمه حسرت طناب

دیده‌ام خوبان عالم را ولی مانند تو

نه به هشیاری بدیدم نه به مستی نه به خواب!

یاد آن فرصت که بر روی تو هنگام سحر

از سرشک اشک گلگون می‌زدم جای گلاب!

نوبهار عارضت را داد رونق گریه‌ام

زینت گلزار باشد دائم از رشح سحاب

چاک زد جیب قبای خویش گل اندر چمن

ز انفعال روی تو چون جیب مستی از شراب

آفتاب خاوری از شرم افتد در کسوف

گر ز روی خود کشد آن شاهد موزون نقاب

طغرل از موج خیال من معمای دقیق

می‌شود بیرون به فکر تام چون در خوشاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
  2. شمارهٔ ۴۹می‌برد لعل لب او نشئه از موج شراب
  3. شمارهٔ ۵۰اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب
  4. شمارهٔ ۵۱هرکس که گل چید از گلشن شب
  5. شمارهٔ ۵۲می‌رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب
  6. شمارهٔ ۵۳نغمه عشاق باشد در نوای عندلیب
  7. شمارهٔ ۵۴ - حبیب‌جانحنا از خون مردم بسته دستت
  8. شمارهٔ ۵۵زهی آیینه را حیرت خیال عکس تصویرت
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.