پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!

سیر دریا آرزو داری به چشم ما بیا!

کرده‌ام دور از رخت تمهید سامان جنون

ای سویدای دلم را دافع سودا بیا!

از وفا داریم هر دم آرزوی مقدمت

هر بن مو چشم امید است سوی ما بیا!

کی بود بیمی به ما زین سست‌مغزان دغل

گر بیایی جانب ما سخت بی‌پروا بیا!

دل ز هجران تو آشفته‌ست چون اوراق گل

مرحبا ای غنچه جمعیت دل‌ها بیا!

نیست قانون محبت ساز نیرنگ دویی

ای تن من خاک پایت آمدی تنها بیا!

ای خوش آن مصرع که طغرل می‌سراید بیدلی

یا مرا از خود ببر آن جا که هستی یا بیا!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ - سیدجانسنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
  2. شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جانشوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خراب
  3. شمارهٔ ۴۷می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
  4. شمارهٔ ۴۸ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
  5. شمارهٔ ۴۹می‌برد لعل لب او نشئه از موج شراب
  6. شمارهٔ ۵۰اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب
  7. شمارهٔ ۵۱هرکس که گل چید از گلشن شب
  8. شمارهٔ ۵۲می‌رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.