پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

هر کس که رخ تو دید جانا

عاشق به تو گشت آن زمانا

مرغ دل صد هزار عاشق

در قید تو شد ز بحر دانا

تیر نگهت گذشت از جان

ابروی کج تو چون کمانا!

خون شد دل ما چرا نگویی

حرفی ز وفا از آن دهانا؟!

از چین جبین توست معلوم

رنجیده ز عاشقان همانا

تصدیق مکن تصوری کن

آن نقطه ما ز دشمنانا!

گشته به جهان فسانه طغرل

با تیر ملامت او نشانا!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها
  2. شمارهٔ ۴۰عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها
  3. شمارهٔ ۴۱اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها
  4. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
  5. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
  6. شمارهٔ ۴۴ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
  7. شمارهٔ ۴۵ - سیدجانسنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
  8. شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جانشوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خراب
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.