پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها

توان کردن چو نی فریاد از دست جدایی‌ها

نآمد زورق من در کنار ساحل وصلش

به بحر عشق هر چندی که کردم ناخدایی‌ها!

توان دریافت از مضمون من کوتاهی فکرم

که نخلش را مثل کردم به شمشاد از رسایی‌ها

به روی خویش تا کردی دچار آیینه حیرانم

که جوهر را نمی‌زیبد جلا از خودنمایی‌ها!

وفا چون عمر من ای بی‌وفا هرگز نمی‌سازی

مگر از عمر آموزی تو رسم بی‌وفایی‌ها؟!

به خاک آرم به زور پنجه گفتار اغیارت

اگر در عشق تو با من کند زورآزمایی‌ها!

بحمدالله که با دیر محبت مرشدم طغرل

به می آلوده کردم پیرهن از پارسایی‌ها!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
  2. شمارهٔ ۴۴ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
  3. شمارهٔ ۴۵ - سیدجانسنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
  4. شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جانشوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خراب
  5. شمارهٔ ۴۷می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
  6. شمارهٔ ۴۸ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
  7. شمارهٔ ۴۹می‌برد لعل لب او نشئه از موج شراب
  8. شمارهٔ ۵۰اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.