پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها

رفتن رنگ است از ما بستن احرام‌ها

اعتبار ما و من از نشئه کیف و کم است

فال فرصت می‌زند هر دم صدای جام‌ها

سرخ و زرد این جهان را حاجت اکسیر نیست

انقلاب رنگ دارد گردش ایام‌ها!

دارد الهام تسلی از تپش ذوق دلم

شهپر جبریل باشد شوخی پیغام‌ها

صید قلاب محبت را رهایی مشکل است

خون بسمل می‌تپد از حلقه این دام‌ها

هیچ کس در دهر از جام امل مسرور نیست

تلخی زهر است یکسر شربت این کام‌ها

چون سحر خلق جهان کافور دارند در نفس

پختگی هرگز نباشد قسمت این خام‌ها

صد فلاطون از ره حکمت نمی‌سازد علاج

خشکی نبض جنون از روغن بادام‌ها

طغرل از آوازه هستی عرق گل کرده‌ایم

حاصلی جز شرم نبود در نگین زین نام‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
  2. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
  3. شمارهٔ ۴۴ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
  4. شمارهٔ ۴۵ - سیدجانسنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
  5. شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جانشوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خراب
  6. شمارهٔ ۴۷می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
  7. شمارهٔ ۴۸ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
  8. شمارهٔ ۴۹می‌برد لعل لب او نشئه از موج شراب
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.