پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها

شور محشر می‌شود در کوچه و بازارها

هر نفس در خانه دل نقش تصویرش بود

با پری هائل نمی‌گردد در و دیوارها

گردی از خاک کف پایش به هنگام وصال

بهر دفع نبض هجران می‌کنم تومارها!

در طریق عشق جز وحشت نمی‌باشد دلیل

این سخن را من شنیدستم ز مجنون بارها!

از شمیم حلقه گیسوی عنبرسای او

اهرمن را بگسلد اندر میان زنارها

نیست خوبان جهان را چون لبش خوبانی‌ای

دیده‌ام خوبان عالم را ولی بسیارها

خال مشکین بر رخش دیدم تعجب آمدم

کش بود صحن حرم منزلگه کفارها

یاد جعد طره‌اش در گردنم دامی بود

چون طناب خیمه اندر گردن مسمارها

حل نگردد عقده‌های این معما در دلت

در سواد زلف او باشد بسی اسرارها!

هیچ در ملک جهان طغرل نمی‌باشد چنین

کش برند از عاشقان دل این چنین دلدارها!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها
  2. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
  3. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
  4. شمارهٔ ۴۴ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
  5. شمارهٔ ۴۵ - سیدجانسنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
  6. شمارهٔ ۴۶ - شمس‌الدین‌جانشوخ بی‌باکی که کرده خانه مردم خراب
  7. شمارهٔ ۴۷می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
  8. شمارهٔ ۴۸ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سراب
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.