پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

هرکه آمد به سوی خانه ما

خواند شه‌بیت آستانه ما

ساز عشاق ما نوای تو شد

این بود تا ابد ترانه ما!

بس که مجنون وادی عشقیم

گشت عالم پر از فسانه ما

جز پریشانی کس نمی‌فهمد

یک سر مو زبان شانه ما

پر عنقا نشان هستی ماست

کی رسد تیر بر نشانه ما؟!

شاهبازیم ما به صید سخن

اوج معنی است آشیانه ما!

شهد مضمون گرفت راه نفس

تا که خاموشی بهانه ما

از عدم آمدیم تا به وجود

همچو ما نیست در زمانه ما!

بحر عشقیم و قلزم معنی

نیست پیدا ولی کرانه ما!

بس که دهقان مزرع عملیم

دل دمد لیک جای دانه ما

طغرلم محو مصرع بیدل

جبهه سوز است آستانه ما!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها
  2. شمارهٔ ۳۹گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها
  3. شمارهٔ ۴۰عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها
  4. شمارهٔ ۴۱اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها
  5. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
  6. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
  7. شمارهٔ ۴۴ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
  8. شمارهٔ ۴۵ - سیدجانسنبل از آشفتگی زلف کژت یک پیچ و تاب
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.