پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما

نبود به غیر ناله متاع دکان ما

ما عاشقیم و شهره آفاق گشته‌ایم

عالم پر است از سخن و داستان ما

در جیب فکر خلوت هستی گزیده‌ایم

باشد زبان خامه کنون ترجمان ما

جز نقش نام شهرت ما نیست از نگین

عنقا بود به عالم امکان نشان ما

اشک روان اگرچه به پایش فشانده‌ایم

باشد روان به پای وی اکنون روان ما

در ساز عشق پرده تقیید آفت است

مطلق بود چو ناله به هرسو عنان ما

طغرل نوای نغمه «عشاق» دم به دم

آید ز ساز پرده زخم زبان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷هر کس که رخ تو دید جانا
  2. شمارهٔ ۳۸ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها
  3. شمارهٔ ۳۹گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها
  4. شمارهٔ ۴۰عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها
  5. شمارهٔ ۴۱اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها
  6. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
  7. شمارهٔ ۴۳ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!
  8. شمارهٔ ۴۴ای ز رخسار تو گل شرمنده در گلزارها
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.