پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما

گر جهان از ما نپوشد چشم می‌پوشیم ما!

جوش شکر در نی آخر می‌کند منع صدا

از کمال شهد مضمون گرچه خاموشیم ما!

از زمین تا آسمان گر مشتری جوشد ولیک

جز قماش معنی باریک نفروشیم ما!

بنده عشقیم ما آزاد از آزادی‌ایم

همچو زلف یار دائم حلقه‌برگوشیم ما!

ساز عشرت از خموشی‌های ما بی‌پرده است

یک جهان شور طرب پیداست گر جوشیم ما!

آنقدر مستیم از پیمانه جام ازل

روز تا شب بی‌سبویی باده می‌نوشیم ما!

شور طوفان سرشک ما اگر باشد همین

عاقبت همچون حباب خانه‌بردوشیم ما!

شاهد این بزم امکان دارد اوهام عدم

در خیال‌آباد هستی محو آغوشیم ما!

در گداز قلب خود زآتش کجا منت کشیم

بس که چون مینای می بی‌شعله در جوشیم ما؟!

حبذا زین مصرع بیدل که طغرل گفته است

جوهریم آب از دم شمشیر می‌نوشیم ما!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
  2. شمارهٔ ۳۶هرکه آمد به سوی خانه ما
  3. شمارهٔ ۳۷هر کس که رخ تو دید جانا
  4. شمارهٔ ۳۸ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها
  5. شمارهٔ ۳۹گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها
  6. شمارهٔ ۴۰عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها
  7. شمارهٔ ۴۱اگر اینست با خوبان عالم آشنایی‌ها
  8. شمارهٔ ۴۲ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.