پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما

یک جهان آیینه از جوهر به بر داریم ما!

غنچه لعل لبش را حاجت تفصیل نیست

نسخه‌ای از دفتر او مختصر داریم ما!

ای نصیحت‌گو مگو هرگز مرا درس ادب!

جز سلوک عشق دیگر کی هنر داریم ما؟!

اشک خونین از فراقش گرچه طوفان می‌کند

چشم می‌پوشم زین دریا گذر داریم ما

هیچ کس بی‌عرض اظهار کمال خویش نیست

لاله‌سان از داغ عشق او اثر داریم ما!

بس بود پیراهن ما کسوت خاک درش

جامه‌ای هردم ز عریانی به بر داریم ما

هرچه جز رویش بود منظور عاشق گو مباش

عالمی را غیر او کی در نظر داریم ما؟!

نیست غیر از شام نومیدی به عرض مدعا

در نفس کافور گویا چون سحر داریم ما!

بعد ازین چون ما نروید هیچ در باغ سخن

نخل اشعاریم و از معنی ثمر داریم ما!

آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است

حسرت دیدار و سامان سفر داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
  2. شمارهٔ ۳۴هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
  3. شمارهٔ ۳۵چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
  4. شمارهٔ ۳۶هرکه آمد به سوی خانه ما
  5. شمارهٔ ۳۷هر کس که رخ تو دید جانا
  6. شمارهٔ ۳۸ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها
  7. شمارهٔ ۳۹گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها
  8. شمارهٔ ۴۰عمرها شد می‌زنم در راه عشقش گام‌ها
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.