پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما

ریشه نخل امید از چشم تر داریم ما

بس که باشد جنس ما را گرمی بازار غم

گوییا دکانی از سنگ شرر داریم ما!

رهروان عشق را زاد دگر در کار نیست

توشه‌ای در راهش از خون جگر داریم ما

ساز قانون محبت را نباشد زیر و بم

در طریق عشق دائم پا ز سر داریم ما

دوش در بزم ادب بودیم سرمست طرب

کز خمار باده اکنون درد سر داریم ما

دیده ما از غبار سرمه دامنگیر شد

توتیا از خاک پایش در نظر داریم ما!

غنچه‌سان جمعیت دل‌ها ز دلبر داشتیم

دلبر ما رفت از دل کی خبر داریم ما؟!

آنقدر آماده شهد معانی کرده‌ایم

بند در بند سخن از نیشکر داریم ما!

کفر باشد در سلوک عشق عیب عاشقان

کی ز تیر طعنه زاهد حذر داریم ما؟!

طغرل آسان کی بود غواصی بحر سخن؟!

سر به جیب فکر از بهر گهر داریم ما!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
  2. شمارهٔ ۳۳بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
  3. شمارهٔ ۳۴هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
  4. شمارهٔ ۳۵چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
  5. شمارهٔ ۳۶هرکه آمد به سوی خانه ما
  6. شمارهٔ ۳۷هر کس که رخ تو دید جانا
  7. شمارهٔ ۳۸ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها
  8. شمارهٔ ۳۹گر خرامد آن پری‌رو جانب گلزارها
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.