پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

بس که در کوه بلا هم‌سنگ فرهادیم ما

شیشه جمعیت خیل پریزادیم ما!

قصر بنیاد دل ما لایق تعمیر نیست

مخزن گنجیم و از ویرانی آبادیم ما!

آنقدر سر تا به پا صورت فراقش خوانده‌ایم

پای تا سر همچو تار ساز فریادیم ما!

آب تیغش را اگر اینست چون آتش اثر

عاقبت همچون غبار خاک بر بادیم ما!

سرمه شد تا چشم ما را گرد چین دامنش

در تتبع‌خانه چین نقش بهزادیم ما!

شانه شد محرم به زلف عارض چون آفتاب

زان سبب چون سایه زیر نخل شمشادیم ما!

گر نخواندستیم ز آیین خرد حرفی ولی

در دبستان جنون سرمشق استادیم ما!

نیست مضمونی ز قلاب کمند ما برون

در پی صید معانی بس که صیادیم ما!

نخل او را در چمن دیدیم هرسو جلوه‌گر

همچو قمری پایبند سرو آزادیم ما

کوس نوبت زن به ما در عشرت‌آباد جهان

در عروس بکر معنی بس که دامادیم ما!

حبذا طغرل که بیدل می‌سراید مصرعی

همچو عنقا بی‌نیاز عرض ایجادیم ما!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
  2. شمارهٔ ۳۲قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
  3. شمارهٔ ۳۳بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
  4. شمارهٔ ۳۴هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
  5. شمارهٔ ۳۵چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
  6. شمارهٔ ۳۶هرکه آمد به سوی خانه ما
  7. شمارهٔ ۳۷هر کس که رخ تو دید جانا
  8. شمارهٔ ۳۸ای ز موج طلعتت نظاره در گرداب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.