پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

ندارد میل الفت وضع آزادی‌پسند ما

بود چون سرو عریانی به بر ما را پرند ما

صدای محمل راه نفس شد اضطراب دل

به غیر از ناله کی خیزد دگر درد از سپند ما؟!

لب شیرین چو خسرو سرنوشت خامه ما شد

شکر ریزد سراپا همچو نی از بند بند ما!

محیط یک جهان معنی شدیم امروز در عالم

صدای کوس نوبت می‌زند کوه پهند ما

ز بس داریم ما غواصی بحر سخن اکنون

گهر از قلزم معنی کشد فکر بلند ما

غزال دشت وحشت گشت صید وادی الفت

ز تار رشته فکر رسا باشد کمند ما

خرام رایض کلک کف ما را چه می‌پرسی؟!

دو عالم را نماید طی به یک جولان سمند ما!

به قلاب نفس یک عالمی در دام ما باشد

رهایی نیست اصلا صید معنی را ز بند ما!

خوشا طغرل ازین یک مصرع بیدل که می‌گوید

چرا در بند نقش ما نباشد نقشبند ما؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
  2. شمارهٔ ۳۱تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
  3. شمارهٔ ۳۲قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
  4. شمارهٔ ۳۳بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
  5. شمارهٔ ۳۴هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
  6. شمارهٔ ۳۵چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
  7. شمارهٔ ۳۶هرکه آمد به سوی خانه ما
  8. شمارهٔ ۳۷هر کس که رخ تو دید جانا
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.