پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را

که سازد چرخ صرف سفله شهد مهربانی را

به نرد مهره غم اسپ مقصد را ز فرزین کن

ز کشت بی‌اثر حاصل نباشد دانه‌رانی را!

غم و شادی به عالم تو امین یک بم و زیرند

که در پی شام ناکامیست صبح کامرانی را

به طور قرب دل کس را نباشد محرم رازی

که نتواند کسی در وادی ایمن شبانی را!

به فتوای محبت در سلوک عشق کی باشد

میان عاشق و معشوق گفتار زبانی را؟!

به رمزی کن ادا با یار عرض مدعای خود

که دل هم نیست محرم نکته راز معانی را!

محیط دل که از موج تلاطم شورشی دارد

که می‌آرد برون جز من گهرهای نهانی را؟!

به دریای سخن تا چند رانی زورق معنی

نه‌ای غواص کی داند سلوک درفشانی را؟!

به رنگ سرمه گردیدم به یاد چشم او طغرل

قضا از موی چینی کرد با من کلک مانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹بس که در کوه بلا هم‌سنگ فرهادیم ما
  2. شمارهٔ ۳۰از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
  3. شمارهٔ ۳۱تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
  4. شمارهٔ ۳۲قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
  5. شمارهٔ ۳۳بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما
  6. شمارهٔ ۳۴هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان ما
  7. شمارهٔ ۳۵چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
  8. شمارهٔ ۳۶هرکه آمد به سوی خانه ما
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.